چهره ات هميشه براي من آشناست
حتي اولين باري كه ديدمت
مثل هيچ كس نيستي ...
همه كس من هستي

چقدر دلم برای بازی با تو تنگ شده
میای عزیزم ؟
- بوسم نکنی ها.
- چشم خانومی...
من و استدلال هایم برای نبوسیدن.....
حس مهر تو بر میانه ی وجودم ......
و گرمای دانه درشتی که از گونه ام به پایین سرازیر می شود.
پ: این روزها، یاد خاطراتمان را سبز می کنم.
گلناز نکنه همه مادر ها اینطوری میشن ؟